تی - بوک

معرفی کتاب

حالا می بینم که چهره ام در عنفوان جوانی، در هجده سالگی، در پانزده سالگی حتی، خبر از چهره ای می داد که بعدها، به علت الکل، در سال های میانه ی عمرم نصیبم شد. کاری که الکل کرد خدا هم نکرده بود، قصد کشتنم را داشت، بله، کشتن. این چهره ی سرشته به الکل، پیش از الکل هم بر من ظاهر شده بود، الکل آن را تثبیت کرد. گرچه زمینه اش در من فراهم بود و من هم، مثل دیگران، پی برده بودم، عجیب این که حتی پیش بینی هم کرده بودم. البته اشتیاق هم در من بود. در پانزده سالگی چهره ام سرشار از لذت بود، من اما با لذت آشنا نبودم. این چیزها به عینه در چهره ام نمایان بود، حتی مادرم هم این را می دید، برادرانم هم می دیدند. همه چیز برای من با همین چهره شروع شد، با این چهره ی نمایان، خسته، و این چشم ها چه زود و حتی زودتر از تجربه، به گودی نشسته بود.

جزییات بیشتر در مورد کتاب در اینجا

اطلاعات بیشتر در مورد نویسنده در اینجا

 

|دوشنبه ٢ بهمن ۱۳٩۱| ۸:٠٠ ‎ق.ظ|Nazanin نظرات ()