تی - بوک

معرفی کتاب

آخرین فکر او پیش از خواب، سیلوی است. خیلی وقت است که او را ندیده! دلش برای او تنگ شده! ایرنا دلش می خواهد او را به کافه ای دعوت کند و آخرین سفرهایش را در بوهم برایش تعریف کند. وادارش کند دشواری بازگشت را درک کند. تصور می کند به او می گوید: « از طرف دیگر، تو اولین کسی بودی که این واژه ها را بر زبان آوردی: بازگشت عظیم. و می دانی سیلوی؟ امروز معنای حرفت را فهمیدم: می توانم دوباره در میان آن ها زندگی کنم، اما به شرط آن که همه ی آن چیزهایی را که با تو، با شما، با فرانسوی ها تجربه کرده ام، در قربانگاهِ میهن بگذارم و آتش بزنم. بیست سال از زندگی ام در غربت، در یک مراسم مقدس دود شود. و آن زن ها جام های آبجوشان را بالا بگیرند و با من آواز بخوانند و دور این توده ی آتش برقصند. برای این که مرا ببخشند، این بهایی است که باید بپردازم. باید این بها را بپردازم تا پذیرفته شوم. تا دوباره یکی از آن ها باشم.»

 جزییات بیشتر در مورد کتاب در اینجا

اطلاعات بیشتر در مورد نویسنده در اینجا

 

|شنبه ٥ اسفند ۱۳٩۱| ۸:٢٠ ‎ب.ظ|Nazanin نظرات ()