تی - بوک

معرفی کتاب

پس از هر ضربه ی ناگهانی آدمی میل دارد از احساساتِ پیشین برای خود خیال ها ببافد، لیکن من چیزی از خود درنمی آورم. در فرودگاهِ نیس گویی چیزی را بو کشیدم، از آن جا که پرواز هواپیما قلبم را از جا کند. آدمی در سکوت، غم ها و دردهایی در دل می پروراند که کلمه ای برایشان نمی یابد لیکن وجود دارند..... مدت بسیاری بدون آن که بدانم کجا می روم، راه رفتم. منگ و کودن بودم. اکنون در می یابم، دانستن این که موریس با زن دیگری بوده است، چندان شگفت زده ام نکرد. به تمامی از روی تصادف نبود که پرسیدم، زنی در زندگی ات هست؟ این فرضیه بی آن که از پیش پرورانده شده باشد، از میان حواس پرتی های موریس، غیبت هایش و سردی اش، در خلاء زندگی مان، شکل گرفته بود. اغراق است اگر بگویم از پیش چنین شکی داشتم اما هنگام شنیدنش نیز شاخ در نیاوردم.

جزییات بیشتر در مورد کتاب در اینجا

اطلاعات بیشتر در مورد نویسنده در اینجا

 

|سه‌شنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩۱| ٢:۱٤ ‎ب.ظ|Nazanin نظرات ()