تی - بوک

معرفی کتاب

خدایا! من یه گناهکارم، نمی تونم انکارش کنم. یه دوست دختر دارم، اما عاشقشم. هیچی بین ما نیست فقط... فقط یه خورده عشق بازی. من فقط چیزایی بهش می دم که احتیاج داره، همین. اون هم چیزایی بهم می ده که بدون اون نمی تونم داشته باشم. من هیچ وقت به ترزا بی وفایی نکردم آخه... آخه اون همه جا حضور داره. مگه تقصیر منه که دیگه برام جذابیت نداره؟ هر مرد سالم و سرحالی عین من باید وقت به وقت زنشو نو کنه. بَده به جای این که با چند تا باشم فقط با یکی هستم؟ مردی با موقعیت من باید حسابی مواظب اموراتش باشه. من روزانا رو هر روز هفته وقت ناهار می بینمش، از نه شمبه ها و نه یکشمبه ها. درباره ی زندگی خونوادگی ام هم چیزی بهش نگفته ام، حتی اسم زنم رو نمی دونه ولی خیلی ها همین چیزها رو هم مراعات نمی کنن. من حتی بهش گفتم که عاشق زنم هستم، که خانواده ام چیزهای مقدس زندگیم هستن، اوووون دختر باهوشیه، این چیزها رو می فهمه.... در مقابل گناه های ناچیز من، یه راهزن فراری، یه حیوون وحشی با اون همه گناه های مرگبارش قرار داره. تا حالا توی تموم رودررویی هامون من بازنده بودم. شاید... شاید قسمت این بوده. موفقیت بعد از یه مشت شکست پی در پی مزه ی دیگه ای داره. اصلاً هر چی سخت تر پیروز بشی، بیشتر به دلت می چسبه.

جزییات بیشتر در مورد کتاب در اینجا

اطلاعات بیشتر در مورد نویسنده ی کتاب در اینجا

 

|شنبه ٧ امرداد ۱۳٩۱| ٦:۱٩ ‎ب.ظ|Nazanin نظرات ()