تی - بوک

معرفی کتاب

ستوان باقی مانده سیگارش را روی زمین انداخت و له کرد. گفت: " امیدوارم بتوانی دوباره به آن جا برگردی. یک اقیانوس میان این جا و ژاپن فاصله است. احتمالاً همه ی ما این جا خواهیم مُرد. " وقتی صحبت می کرد، چشم هایش را به زمین دوخت. " بگو ببینم دکتر، تو از مرگ می ترسی؟ "

دام پزشک بعد از لحظه ای تامل گفت: " فکر می کنم بستگی به این دارد که چه طور بمیری. "

ستوان انگار که کنجکاوی اش تحریک شده باشد، سرش را بالا آورد و به دام پزشک نگاه کرد. واضح بود توقع پاسخ دیگری داشته است. گفت: " درست است. بستگی به این دارد که چه طور بمیری. " (از داستان راه دیگری برای مردن)

 

|دوشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۱| ٤:۱٢ ‎ب.ظ|Nazanin نظرات ()