تی - بوک

معرفی کتاب

 

این جایی که هستم، پس از هر چند متر، چند کیلومتر و چند روز راه رفتن گاهی می ایستم و برای یافتن نشانه هایی از حضور دیگران، اطراف را نگاه می کنم. این جایی که هستم دیگر تشنه ی نوشیدنی چاودار یا نوشیدنی خنک کانادایی نمی شوم. در عوض به آگاهی و حقایق زیادی رسیده ام. آگاهی و دانش هایی که در عین سادگی مهم اند. سعی می کنم از میان مه و غباری که مرا از دنیای زنده ها جدا کرده است به دقت نگاه کنم تا شاید شما را ببینم. شاید بتوانم بار دیگر صورت دو خواهرزاده ام را ببینم؛ شیرین و دوست داشتنی، اما لجباز. اما این جا برای کمک به شما نمی توانم کاری انجام دهم. نگرانم. فقط می توانم داستانم را برای شما زمزمه کنم؛ به این امید که حتی انعکاس صدای آن را بشنوید و به شما کمی کمک کند.

 

|پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩۱| ٤:٤٢ ‎ب.ظ|Nazanin نظرات ()