تی - بوک

معرفی کتاب

امروز برای اولین بار متوجه شدم که دیگر در بین کاغذ باطله هایم دنبال موش ها و لانه و زاد و زودشان نمی گردم. معمولاً بچه موش ها را که هنوز چشم هایشان باز نشده بود وقتی در طبله ی دستگاه می انداختم مادرشان هم به دنبال آن ها به درون طبله می پرید که در سرنوشت بچه ها و کلاسیک ها و کاغذ باطله ها شریک شود. آدم باورش نمی شد که در یک همچه زیرزمینی چقدر موش پیدا می شود. بیشترشان از این موش های کوچولوی خوش خلقی هستند، در تولد نیمه کور، که دوست دارند با آدم رفیق شوند، موجوداتی که با هم یک خاصیت مشترک داریم و آن نیاز شدیدمان به ادبیات است.

 

|شنبه ۱٥ مهر ۱۳٩۱| ٩:٢٥ ‎ق.ظ|Nazanin نظرات ()