تی - بوک

معرفی کتاب

 

مریم آن روز معنای این کلمه را نفهمید، معنی کلمه ی حرامی را نمی دانست. سنش آن قدر قد نمی داد که بی انصافی را دریابد و بفهمد به وجود آورنده ی حرامی مقصر است، نه خودِ حرامی که تنها گناهش به دنیا آمدن است. مریم از لحن ننه حدس زد که حرامی بودن چیز زشت و نفرت انگیزی است، مثل حشره، مثل سوسک های گریزپایی که ننه همیشه ناسزاگویان می روفت و از کلبه بیرون می ریخت.

مریم بعدها که بزرگ تر شد فهمید. طرز ادای این کلمه بود که مریم را وامی داشت گزش آن را بیشتر حس کند، نه چندان گفتنش که انگار چون تُفی به سویش پرتاب می شد. آن وقت فهمید که منظور ننه این است که حرامی چیزی است ناخواسته؛ و او، مریم، آدم نامشروعی است که هرگز حق ادعای مشروع بر چیزهایی را ندارد که دیگران دارند، چیزهایی مثل عشق، خانواده، خانه و پذیرش.

 

|چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳٩۱| ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ|Nazanin نظرات ()