تی - بوک

معرفی کتاب

پدرم کِنِس بود، مادرم ولخرج. مادرم خرج می کرد، پدرم نه. خاطره ی فقر دست از جان پدرم برنداشته بود و حتی با این که اوضاع و احوالش عوض شده بود، هیچ گاه نتوانست یک سره بپذیرد و باور کند این تغییر را. به عکس، مادرم از این اوضاع و احوالِ دگرگون شده لذتِ دنیا را می بُرد. کیف می کرد از تشریفاتِ خرید کردن و مثل خیلی از امریکایی های پیش تر و هم عصرِ خودش، خرید شده بود برایش وسیله ی ابراز وجود – وبعضی وقت ها اصلاً تا حد نوعی خلق هنری بالایش می بُرد. ورود به مغازه برایش یک جور کارِ کیمیاگری بود که صندوق فروشگاه را هم از چیزهای جادویی و زیر و زبرکننده می انباشت. امیالِ ناگفتنی، نیازهای غیرقابل توضیح، حسرت های ناروشن، همگی در گذر از صندوق تبدیل می شدند به چیزهای واقعی، به چیزهایی ملموس که می شد توی دست گرفتشان.

جزییات بیشتر در مورد کتاب در اینجا

اطلاعات بیشتر در مورد نویسنده در اینجا

 

|پنجشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩۱| ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ|Nazanin نظرات ()