تی - بوک

معرفی کتاب

پاریس کماکان پاریس بود، ولی من دیگر همان آدمِ زمانِ دیدار نخستینم از پاریس نبودم. دو سالِ گذشته را در سرسام و جنون کتاب ها زندگی کرده بودم و دنیاهایی کی سر تازه به ذهنم هجوم آورده بودند؛ تزریقاتی زیر و زبر کننده ی زندگی ترکیبِ خونم را عوض کرده بودند. تقریباً به تمام آن چه در عرصه ی ادبیات و فلسفه تا همین الان هم برایم مهم است، نخستین بار طی آن دو سال برخوردم. حالا که برمی گردم و آن زمان را نگاه می اندازم هضمش کمابیش برایم ناممکن است که چه قدر کتاب خواندم. به تعداد حیرت آوری لاجرعه سرکشیدمشان، تهِ تمام کشورها و قاره های کتاب را درآوردم، حتی نمی توانستم به سیر شدن ازشان فکر کنم... جوری کتاب می خواندم انگاه مغزم مشتعل است، حیاتم در خطر. از یک اثر می رفتم سرِ اثری دیگر، از یک اندیشه سرِ اندیشه ای دیگر، و از این ماه تا ماه بعد ایده هایم در مورد همه چیز عوض می شد.

 

|پنجشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩۱| ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ|Nazanin نظرات ()