دختری با گوشواره ی مروارید

نقاشی هیچ شباهتی به آثار دیگرش نداشت. فقط از من بود، از سرم و شانه هایم، بدون میز و پرده، پنجره یا فرچه پودر که نگاه را منحرف یا آرام کند. مرا با چشمان گشاد کشیده بود و نوری که به صورتم می تابید، ولی طرف چپ چهره ام در سایه قرار داشت. رنگ هایم آبی و زرد و قهوه ای بود. پارچه ی دور سرم مرا شبیه خودم نکرده بود. بلکه شبیه گری یتی از شهری دیگر بود، یا به طور کلی کشوری دیگر. پس زمینه نقاشی سیاه بود که سبب شده بود خیلی تنها به نظر برسم، هر چند به وضوح داشتم به کسی نگاه می کردم. به نظر می آمد منتظر چیزی هستم که فکر نمی کردم هرگز اتفاق بیفتد.

جزییات بیشتر در مورد کتاب در اینجا

اطلاعات بیشتر در مورد نویسنده در اینجا

 

/ 0 نظر / 14 بازدید