بارون درخت نشین

در آن پندارها تا آن جا پیش می رفت که دیگر مکانی در کار نبود. نه از زمین خبری بود و نه از شاخه های بلندی که روی آنها جاداشت.

جایی را در ذهن خود مجسم می کرد که هیچ جا نبود. جایی که برای رسیدن به آن نه به پایین که باید رو به بالا می رفتی. یعنی شاید درختی آن چنان بلند که اگر از آن بالا می رفتی به جهان دیگری ، به ماه می رسیدی.

 

/ 0 نظر / 8 بازدید